جامانده...
بنام خدا
السلام علیک یا غریب الغرباء
یا امام رئوف
✅زبان حال. بداهه ای تقدیم به پیشگاه سه ساله ارباب
جا مانده ام از قافله حالم پریشان گشته است
از قیل و قال روز و شب جانم هراسان گشته است
امشب دلم را بسته ام بر یک نگاهت نازنین
دردانه ی ارباب عشق روحم پریشان گشته است
گفتی به عشق دیدن بابا تو ماوا میکنی
عمرت به سه قانع شد و ام تو گریان گشته است
دیدی نگار خود ولی آرام جانت پاک برد
با چشم گریان عمه دید،روح تو پران گشته است
دست مرا جانا بگیر رنجور و مخمور غمم
بانو رقیه جان ببین،هشت تو حیران گشته است
دوستان التماس دعای فرج
یاعلی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱:۵۲ ق.ظ توسط زائر زخمی
|
بانام رضا به سينه ها گل بزنيد