بنام خدا

السلام علیک یا غریب الغرباء

یا امام رئوف 

✅زبان حال. بداهه ای تقدیم به پیشگاه سه ساله ارباب

جا مانده ام از قافله حالم پریشان گشته است

از قیل و قال روز و شب جانم هراسان گشته است

امشب دلم را بسته ام بر یک نگاهت نازنین

دردانه ی ارباب عشق روحم پریشان گشته است

گفتی به عشق دیدن بابا تو ماوا میکنی

عمرت به سه قانع شد و ام تو گریان گشته است

دیدی نگار خود ولی آرام جانت پاک برد

با چشم گریان عمه دید،روح تو پران گشته است

دست مرا جانا بگیر رنجور و مخمور غمم

بانو رقیه جان ببین،هشت تو حیران گشته است

دوستان التماس دعای فرج

یاعلی